این تعطیلی یک وبلاگ نیست تعطیلی یک عشق است
دوستان و همکاران گرامی با سررسیدن دردسرهای پایان سال که گریبان همه کارکنان شبکه بانکی را در دست می گیرد و من حقیر هم از این موضوع جدا نیستم و مزید بر آن دردسرهای شخصی که در راه است به یاد آوردم که ما کارکنان بانکها چیزی نیستیم جز سیاهی لشگر برای برخی مدیران اقتصادی مملکت عزیزمان و یقین بدانید که ادامه دادن فعالیت در این وبلاگ هم هیچگونه کمکی به بهبود وضعیت در آینده نخواهد داشت.
حتی اگر بجای روزی 7 بازدید کننده روزی 7.000نفر از همکاران عزیزت به بازدید سایتت بیایند.
حتی اگر سایتت تنهامحل اطلاع رسانی درباره حج عمره نباشد بلکه محل رجوع بانکیهانیز باشد.
حتی اگر همکاران خودی و غیرخودی بانک پیغام ندهند که باید بساط وبلاگت را برچینی.
حتی اگر مدیران بانک انسانی ترین رهیافت را نسبت به مدیریت پرسنلی داشته باشند.
حتی اگر نرم افزار ساعی مسخره نبوده و در کمک به تو ساعی و کوشا باشد.
حتی اگر ازدواج نکنی و مسئولیت زندگی دیگر ان بر دوشت قرار نگیرد.
حتی اگر بانک خصوصی شده و خصوصی اداره شود .
حتی اگر شب عید نباشد.
بنا براین وقتی که بر اساس مطالعات علمی موجود در غرب کارکنان بزرگترین و بهترین بانکهای دنیا از کمترین رضایت شغلی برخوردار هستند،دلیلی ندارد که ما بتوانیم این رضایت را داشته باشیم، یا آن را کسب کنیم. حتی با ادامه دادن به این فعالیتها چیزی را از دست نمی دهی بجز ته مانده آرامشت. و صرف وقت برای وبلاگ نویسی کاریست کم بازده اگر نگوییم بیهوده . آنهم وقتی که از طلا ارزشمند تر است. این فعالیتها چیز زیادی را عوض نمی کند. بعلت مشغله بسیار زیادی که برای بنده پدید آمده است وهمچنین بخاطر این که مدتی است خودرا گرفتار زندگی مشترک نموده ام از حضور همه دوستان و سروران گرامی مرخص می شوم. مطمئن باشید که دوباره باز نمی گردم و ادامه نخواهم داد. اما این کار من به معنی تعطیلی این وبلاگ نیست ... همه میتوانید هرچه میخواهید بنویسید و بگویید در قسمت کامنتها و نظرات و...... اما من نیستم مانند دیگر همراهان من هم دست از کار می کشم
ما در ابتدا سه نفر بودیم اما یک به یک اعضا از نوشتن دور شدند و یا به قهر و جبر روزگار از وبلاگ فاصله گرفتند. امیدوار بودیم که خوبیهای بانک را به همه بگوییم و فضایی را فراهم سازیم تا دیگران به راحتی انتقادات خودرا از عملکرد بانک به ما بگویندو در این راه هم موفق بودیم. اما قرار نیست این راه ادامه داشته باشد. زیرا به واسطه ای متوجه شدیم که برای یک از دوستان هم فکر با ما مشکلاتی پدید آمده است . اگر چه مدتها بود از ما جدا شده بود اما به خاطر برخی کمکهای فنی که برای ما فراهم نموده بود و ترافیک مناسبی که برای ما میفرستاد در توسعه و معرفی وبلاگ ما نقش بسزایی داشت که با پدید آمدن مشکلاتی برای ایشان قطع ارتباطشان را شاهد بودیم و کم لطفی این همراه در حذف آمار گیر و ..... هم اخرین الطاف این دوستمان بود . لابد ایشان هم حق داشته است که کناره بگیرد.. و امروز من هم مانند ایشان فکر می کنم ... اکنون این آدرس را هم به خاطر محبتی که بسیاری از دوستان کامنت گذار داشتند حذف نمی کنم تا اگر احدی از همکاران و سروران گرامی تمایل دارد که فعالیت را ادامه دهد با دادن یک ایمیل به بنده بتواند رمز دسترسی به وبلاگ را دریافت نماید.
اگر کسی از بین همکاران گرامی علاقه مند است ارسال مطلب را برای وبلاگ ادامه دهد به ما اعلام کند تا رمز ورود را تقدیم نماییم . من هم به نوبه خود به ایشان قول می دهم که هر از گاهی در وبلاگ حاضر شوم و به خواندن مطالب و شاید هم ارسال نظر و کامنت بپردازم. فرقی ندارد حتی دوستان روابط عمومی اگر مایل باشندکه مانند بانک ملی یا توسعه صادرات یک وبلاگ رسمی برای بانک ملت داشته باشند ما در خدمتیم یک ایمیل و یک کامنت بگذارید و رمز را بگیرید. ترجیحاً کامنت عمومی باشد تا دیگران هم آن را بخوانند.
این را هم یادآوری می کنم که این وبلاگ هیچ ارتباطی با وبلاگ مشابه در دامنه میهنبلاگ نداشته و ندارد تنها ارتباط ما این بوده است که برای مدتی به ما لینک داده بودند از برنامه های ایشان هم اطلاعی نداریم جز این که متوجه شدیم با خصوصی شدن بانک ملت آن آدرس به وبلاگ سهامداران بانک ملت تغییر نام داده است. البته اگر بانک ملت سهامداری هم داشته باشد. زیرا به قرار اطلاع تمامی سهام را یا به شرکتهای زیر مجموعه بانک فروخته اند یا به کارکنان بانک ملت. و از سهامدار خصوصی چندان خبری نیست.بگذریم، این هم آخرین انتقاد من بود.
اگر برخی دوستان و عزیزانمان خوبی و بدی از ما دیدند امیدواریم که بر ما ببخشایند بالاخره محیط وبلاگ نویسی است و هزارویک مسئله.
جماعت من ديگه حوصله
ندارم
به خوب اميد و از بد گله ندارم![]()
گرچه از ديگرون فاصله ندارم![]()
كاري با كاراين قافله ندارم![]()
كوچه ها باريكن شعبه ها بسته ست![]()
خونه ها تاريكن قفلها شكسته ست
از صدا افتاده تار و كمونچه
مرده مي برن كوچه به كوچه
بدرود برای همیشه![]()